دعاي فرج
اي حجت حق خلق جهانت نگرانند
ذرات وجودت همه از منتظرانند
وقت است که از پرده غيبت بدرآئي
ياران برهت منتظر و اشگ فشانند
ياران همه مشتاق و تو از ديده نهاني
بازآ که محبان دگرت صبر ندانند
بر منتظرانت نظري کن ز عنايت
اين سوختگان منتظرمهد امانند
پيمانه صبر همه ياران شده لبريز
مشتاق جمالت همه از پيرو جوانند
بازآ که جهان تشنة عدل است و عدالت
دل خسته ز بي داد همه خلق جهانند
بر لب همه دارند دعاي فرجت را
دلدادة رويت همه با اشگ روانند
بازآ و به بين حال دلِ سوختگان را
عمريست بره منتظرت غمزده گانند
اي مهدي زهرا به محبان نظري کن
کاز دوري رخسار تو بي تاب و توانند
چون مهر تو بر سينة ماهر شده تسکين
مشتاق کلامش همگان از دل و جانند
