ماهر

ماهر اصفهانی

دعاي فرج

اي حجت حق خلق جهانت نگرانند

ذرات وجودت همه از منتظرانند

وقت است که از پرده غيبت بدرآئي

ياران برهت منتظر و اشگ فشانند

ياران همه مشتاق و تو از ديده نهاني

بازآ که محبان دگرت صبر ندانند

بر منتظرانت نظري کن ز عنايت

اين سوختگان منتظرمهد امانند

پيمانه صبر همه ياران شده لبريز

مشتاق جمالت همه از پيرو جوانند

بازآ که جهان تشنة عدل است و عدالت

دل خسته ز بي داد همه خلق جهانند

بر لب همه دارند دعاي فرجت را

دلدادة رويت همه با اشگ روانند

بازآ و به بين حال دلِ سوختگان را

عمريست بره منتظرت غمزده گانند

اي مهدي زهرا به محبان نظري کن

کاز دوري رخسار تو بي تاب و توانند

چون مهر تو بر سينة ماهر شده تسکين

مشتاق کلامش همگان از دل و جانند