ماهر

ماهر اصفهانی

چون تو ظهور مي‌کني

اي دل و جان عاشقان در گرو نگاه تو

چشم جهانيان بود در همه دم براه تو

چون که سواره بگذري در بَر چشم عاشقان

مهر فلک بود شها کنگره کلاه تو

روز نبرد دشمنان پا به رکاب چون نهي

برتر از آسمان رود قبه بارگاه تو

فاتح ملک ايزدي از برکات سرمدي

چون که بود به امر حق جنّ و بشر سپاه تو

حجت ذات حق توئي رهبر ما خَلَق توئي

رفته به اوج آسمان مسند و جايگاه تو

چون تو ظهور مي‌کني شام سيه سحر شود

اختر شب زدا بود پرتو روي ماه تو

حصن حصين ما توئي رهبر دين ماتوئي

جان تو در پناه حق ما همه در پناه تو

اي گلِ باغ ط و‌ ها منتظرت بود زجان

گشته به گلشن جهان ماهر اگر گياه تو