ماهر

ماهر اصفهانی

داد سخن

ملک حکمت را به آسانی اگر لقمان گرفت

در حقیقت با سپاه دانش و عرفان گرفت

اعتمادی نیست چون ما را بدوران حیات

می توان از نام نیکو عمر جاویدان گرفت

حق بر او آسان بگیرد پای میزان جزا

هر توانمندی که بر خلق خدا آسان گرفت

از عذاب روز محشر در جزا آسوده شد

در عمل هرکس که راه بوذرو سلمان گرفت

با توکّل می‌رسی بر منزل مقصود خویش

ملک عالم را توان با نیروی ایمان گرفت

آن قَدَر هم تکیه بر زیبائی صورت مکن

یوسف از تأثیر حُسن‌اش جای در زندان گرفت

عاقبـت ماننـد مـردان خدا شـد رستـگار

هر که درسِ معرفت از مکتب قرآن گرفت

جاهل از بی دانشی سر پنجة غم را شکست

عاقل از دانا دلی انگشت بر دندان گرفت

«ماهر» از همراهی طبع روان در روزگار

بارها داد سخن از دانش و عرفان گرفت