مصیبت نامۀ دلها
از همان روزی که زیبِ کربلا شد پای تو
تا اَبد گوش فلک پُر گشت از آوای تو
سینه ای هرگز تهی از داغ جان سوز تو نیست
چون مصیبت نامۀ دلهاست عاشورای تو
تا گشودی دیده بر روی رسول هاشمی
محبطِ وحیّ خدا شد سینۀ سینای تو
چون به خون منشور آزادی نوشتی یا حسین
شد همه دلها به عالم واله و شیدای تو
گشت روشن معنی نور علی نور از رخت
تا بیان شد سورۀ نور از لب گویای تو
تا قیامت سینه ات سوزان ز داغ اکبر است
وای بر حال دل محزون و خون پالای تو
این مصیبت در صف پیکار پشتت را شکست
شد جدا دست و علم چون از تن سقّای تو
تا تو هَل مِن ناصِر و هل مِن معین گفتی هنوز
میرسد بر گوش اهل معرفت آوای تو
ماهر از اشک بصر زد این مصیبت را رقم
تا مگر آبی شود بر آتش غمهای تو
