علی را بنده هستیم
خدا را در عبادت میپرستیم
علی را از دل و جان بنده هستیم
ز شیر مادر و مهر پدر بود
به آن عهدی که در گهواره بستیم
ز جام مهر او یک جرعه خوردیم
هنوز از نشئة آن باده مستیم
از این مستی ز کس پروا نداریم
به هر میخانهای ساغر بدستیم
اسیر عشق او گشتیم و دیگر
ز دام غیر او یک باره رستیم
به اوج دوستی با او رسیدیم
که دیگر فارغ از بالا و پستیم
علی الحق ولیّ نعمت ماست
که عمری بر سر خوانش نشستیم
نه امروز یست خاطر خواهی ما
که عاشق بر جمالش از الستیم
ز خاک درگهش سر بر نداریم
که «ماهر»ما غبار آن دَرستیم
