بخت جوان
هر که از لطف خدا بخت جوانی دارد
از دم پیر خرد نام و نشانی دارد
فصل رنگین جوانی شد و پیری آمد
دورة عمر عجب تیر و کمانی دارد
گوهر عشق ز کف دادی و غافل بودی
کاین تجارت که نمودی چه زیانی دارد
غم و اندوه جهان میگذرد آگه باش
سیر این قافله آهنگ روانی دارد
خرم آنکس که ز غفلت نشود مست غرور
در زمانی که بکف تاب و توانی دارد
مال و منصب رود از دست برآن غرّه مشو
قدرت و شوکتِ سرشار زمانی دارد
محرمی غیر خدا نیست خدا میداند
بهر آن کس که بدل راز نهانی دارد
هرکجا هر سخنی را تو میآور بزبان
هرسخن جائی و هرنکته مکانی دارد
داخل حصن ولایت شو اگر اهل دلی
خرم آنکس که چنین مهد امانی دارد
همه از مرحمت و پرتو احسان علیست
هر زمان«ماهر» اگر طبع روانی دارد
