نان ببخش
لذت ثروت اگر خواهی بمسکینان ببخش
گر که عزّ و آبرو خواهی بمردم نان ببخش
تا شود مال تو افزونتر زمجرای حلال
بر تهی دستان مسکین قسمتی از آن ببخش
بخشش بی منت از هر بخششی نیکوتر است
گر که می بخشی بکس بی منت از احسان ببخش
چون مسیحا از دم جان بخش و روح افزای خویش
بر تن بی جان محرومان عالم جان ببخش
گر سرِ یاری کس داری ز راه مردمی
از کرم بر سفرۀ مسکین سرو سامان ببخش
معنی مما تحبون را اگر دریافتی
آنچه را خود دوستداری بر فقیران آن ببخش
شکر نعمت ها که از حق گشته ارزانی تو را
فارغ از بُخل و گرانجانی بخلق آسان ببخش
ای غنی خوانِ تهی دستِ تهی از نان به بین
پس چو لقمان لقمه ای از سفرۀ الوان ببخش
گر قصوری کرد از غفلت بحق دیگران
یارب از ماهر کرم فرما و این عصیان ببخش
