سيّدي يا ابن الحسن
سيدي يا ابن الحسن جانم بقربانت بيا
اي اميد مرد و زن جانم بقربانت بيا
مصلح خلق جهاني، مقتداي عالمي
اي سليل بوالحسن جانم بقربانت بيا
ديدة خلق جهان جانا براهت مانده است
اي امام ممتحن جانم بقربانت بيا
تا همه بينند رخسار تو را و جان دهند
پرده از رخ برفکن جانم بقربانت بيا
چشم مشتاقان براهت مانده، اي آرام جان
کن به چشم ما وطن جانم بقربانت بيا
بر ظهورت کن شتاب و بر دل ياران خود
بيش از اين آتش مزن جانم بقربانت بيا
يا ابا صالح خدا را کن نظر بر عاشقان
اي ولي ذوالمنن جانم بقربانت بيا
بي تو کي ما را بود آرامش و آسودهگي
اي فروغ جان و تن جانم بقربانت بيا
پرده بردار از جمال نازنين بنما عيان
طلعت پرتو فکن جانم بقربانت بيا
