ماهر

ماهر اصفهانی

چرا نمي‌آيد

چه کرده‌ايم که موعود ما نمي‌آيد

چه گفته‌ايم که آن آشنا نمي‌آيد

نه صالحيم که گوئيم آن اباصالح

چرا بياري خلق خدا نمي‌آيد

نه لايقيم که بينيم روي مهدي را

چه ديده‌ايم که بر چشم ما نمي‌آيد

نه برده‌ايم به امداد حضرتش رنجي

نشسته‌ايم که مهدي چرا نمي‌آيد

نه کرده‌ايم به خشنودي خداکاري

ستاده‌ايم که مشگل گشا نمي‌آيد

نه کرده‌ايم به او اقتدا و مي‌گوئيم

زسوي غيب چرا مقتدا نمي‌آيد

نه بسته‌ايم به مهرش دل و بلب داريم

هزار شکوه که آن رهنما نمي‌آيد

زمانه تشنة عدل است و آن امام زمان

به جز به امر مطاع خدا نمي‌آيد

ز معرفت چو نشيني در انتظار فرج

امام منتظر آيد، چرا نمي‌آيد

گرفته‌ايم مگر دست خسته اي ماهر

که مانده‌ايم امام هدا نمي‌آيد