ماهر

ماهر اصفهانی

حضرت جواد الائمه (ع)

میزند مرغ دلم پر بهوای تو جواد

که بود در سر من شور و نوای تو جواد

آرزوی حرمت دارم و خواهم ز خدا

تا ببوسم به ادب صحن و سرای تو جواد

سینۀ خستۀ من داغ زیارت دارد

که بسایم سر تسلیم به پای تو جواد

تو ثمین گوهر در پای عطا و کرمی

کس نداند بخدا قدر و بهای تو جواد

بخشش وجود و کرم خوی جوانمردانست

که بود قطره‌ای از بحر سخای تو جواد

همه مخلوق خدا تا به ابد مهمانند

بر سر سفرۀ انعام و عطای تو جواد

مشگلات همه آسان شود ای باب مراد

از کفِ با کرم و عقده گشای تو جواد

همچو اجداد کرامت به سخا مشهوری

نرسد کس زعنایات بپای تو جواد

حرمت قبلۀ حاجات جهان است مدام

همه شاهان جهانند گدای تو جوادصث

تو فدای ره دین گشتی و خواهم ز خدا

که شود جان جهانی به فدای تو جواد

در جوانی شدی از کینۀ اشرار شهید

خونبهای تو بود ذات خدای تو جواد

«ماهر» از لطف خداوند جهان میخواهد

که همه عمر کند مدح و ثنای تو جواد