ماهر

ماهر اصفهانی

فَرَزدَق شاعری آئین گرا بود

فَرَزدق شاعری آئین گرا بود

زجان پابند فرمان خدا بود

ز جوش طبع سرشار از مضامین

سخنرانی فهیم و پُر بها بود

سخن می گفت بر مبنای دانش

کلامش فیض بخش سینه ها بود

زنور مشعل فکر درخشان

براه حق پرستی رهنما بود

به حق اندیشمندی با درایت

سخن پرداز فحل و پارسا بود

به حق ناباوران ارشاد می کرد

که با آئین وحدت آشنا بود

در آن عهد سیاه کینه پرور

کلامش روشنی بخش و رسا بود

برغم مردم بدخواه و کین توز

دلش آئینه مهر و صفا بود

خلاف رسم اعراب کج اندیش

براه راستی مشگل گشا بود

پی ارشاد آن حق ناشناسان

فَرَزدق گفته هایش کیمیا بود

به حکم عقل و بر فتوای ایمان

زجان مداح آل مصطفی بود

ثنای خاندان وحی می گفت

دلش کانون مهر مرتضی بود

به آئین وداد و حق پرستی

علی ابن الحسین اش مقتدا بود

محب آل عصمت بود از جان

به کید دشمنان بی اعتنا بود

به عمری از طریق حق ستائی

مطیع منطق آل عبا بود

فرزدق جان به جانان داد و عمری

دلش آکنده از مهر و ولا بود

اگر ماهر به وصف او سخن گفت

به حق شایسته مدح و ثنا بود