ماهر

ماهر اصفهانی

فتنَه‌ی سقیفه

بس فتنه و آشوب بپا شد ز سقیفه

بس ظلم که بر آل عبا شد ز سقیفه

با خشت کج آن کاخ تعّدی و تجاوز

از حیلۀ تثلیث بنا شد ز سقیفه

چون غاصب ثانی به ملا غصب فدک کرد

بس ظلم که بر خیرُالنسا شد ز سقیفه

شد غصب خلافت به خلاف سخن حق

بس ظلم که بر شیرخدا شد ز سقیفه

بشکست اگر پهلوی زهرای مطهر

از کینۀ آن بی سرو پا شد ز سقیفه

حرمت شکنی از حرم عترت اطهار

با دست پلیدان دغا شد ز سقیفه

تا روز جزا حق کُشی و ظلم و تجاوز

بر امت اسلام روا شد ز سقیفه

دستی که ستم کرد و جفا، بشکند ایکاش

ای وای چه گویم که چه ها شد ز سقیفه

پیمان شکنی بعد قضایای غدیر است

علت، که چنین ظلم روا شد ز سقیفه

اوّل قدم آن حق کُشی خصم، سبب ساز

بر قتل امامان هُدا شد ز سقیفه

هر ظلم که در حق امامان شد از آن پس

از شُبۀ زعّمال جفا شد ز سقیفه

بادست پلیدی که شد از جُعده پدیدار

در کام حسن زهر جفا شد ز سقیفه

شد کُشته حسین ابن علی از دم شمشیر

بس جور که در کرب و بلا شد ز سقیفه

کشتند پس از آنکه حسین ابن علی را

آن جور و جفا بر اُسرا شد ز سقیفه

بستند بطفلان حرم آب روان را

بر اوج فلک واعطشا شد ز سقیفه

دردا که بقیع از اثر فتنۀ اشرار

ویرانه از آن مفسده ها شد ز سقیفه

این فتنه و آشوب که بر پا بود امروز

شالوده اش آن روز بنا شد ز سقیفه

تاریخ گواه است و خدا شاهد و ناظر

ز آن فتنه که پیوسته بپا شد ز سقیفه

«ماهر» جگر شیعه از این داغ بسوزد

زآن جور که بر اهل ولا شد ز سقیفه