رباعیات
آ
آور به نظر شهادت مسلم را
آن زن مرد آفرین با وفا اُمالبنین
آن شب که زهرا را علی از خانه میبُرد
آن روز که در کرب و بلا بار تو افتاد
آن شب که زهرا را علی از خانه میبُرد
آنان که عزادار و سیه پوش حسیناند
ا
ای شهرۀ آفاق سخای تو ابوالفضل
از بس که دلیر و باوفایی عباس
ای زینب کبری که بسی والایی
افتاد به کربلا چو بار سفرش
ای دست حق چو پای تو در کربلا رسید
از افق ماه اسفناک محرم سر زد
از دامن پاک شهربانو امروز
امروز جهان چو روضۀ رضوان شد
ای اهل ولا سیّد سجّاد آمد
ای اهل ولا زینت عباد آمد
امروز که روز چهارم شعبان است
از بس که دلیر و باوفائی عبّاس
از همان روزی که زیبِ کربلا شد پای تو
از عنایت گوشۀ چشمی به ما کن یاحسین
از آن زمان که خیمه به کرب و بلا زدی
اینک خبر از کربلا آورده زینب
اربعین یادآور خون شهید کربلاست
این قافله ای چرخ ستمکار کیانند؟
این آستان شاه مظلومان حسین است
ای شده جنّ و بشر محو تو در کار عشق
اهل ستم به حکم خدا پشت پا زدند
از قیام شاه دین در کربلا اندیشه کن
امروز که روز اربعین شهداست
ب
برخیز که روز اربعین است امروز
به کار ابوالفضل اگر بنگری
بخواب ای کودک بی آب و بی شیر
باز از کرببلا شور و نوا می شنوم
باز ای یاران هوای کربلا دارد دلم
بود تا روز محشر جاودان آثار عاشورا
باز در خاطر مرا یاد شهید کربلاست
باز آمدم جانِ برادر بر مزارت
بی وضو پا به عزاخانه ی زهرا مگذار
بر زبان نام خدا داریم بسماللهالرحمنالرحیم
برخیز که روز اربعین است امروز
ت
تو از آن مِی که زیب ساغرت بود
تا قیامت عبرت عالم قیام کربلاست
ج
جان را به ره دوست فدا کرد حسین
جانب کرب و بلا رفت حسین از عرفات
جابر آمد با عطیه همنوا
خ
خوش باش که عبّاس علمدار آمد
د
در روز جزا خدای عباس علی
دلم تنگ سیه پوش حسین است
دلها همه شاد است که عبّاس آمد
در چهارم شعبان که بود یوم الله
دوباره ماه محرم ز گرد راه رسید
دست تقدیر ازل بست چو بار سفرت
دست طلبش هر که به دامان حسین است
دارد این دل هوس کرب وبلای تو حسین
در زمین کربلا امروز غوغا میشود
در عزای شاه دین با ما بیا همناله شد
ر
روزی که قیام کربلا کرد حسین
رقیه دختری آزاده ام من
روزی که به صلب بو ترابت کردند
روزگاری شد که از کوی حسین
رفتی و صفای خانهام را بُردی
ز
ز سوز ناله ی اصغر هلاکم
زمین ز ماتم خون خدا بسوگ نشست
زهرا چه غریبانه
س
سقای خیام کربلا بود عباس
سر حلقۀ شجعان جهان است ابوالفضل
سردار سپاه کربلائی عبّاس
ساقی لب تشنگان در کربلا افتاده بود
سر خیل شهیدان جهان است حسین
سر داد و سرافراز همه عالم شد
سرباز سرافراز حسین اصغر بود
سردار سپاه کربلا را کُشتند
ش
شش ماهه طفلی روز عاشورا عطشناک
ع
عباس علی نور دل زهرایی
عبّاس علی نور دل زهرائی
ف
فرمود که صدبار اگر کشته شدم
ق
قلم چگونه دهد شرح ماجرای حسین
م
ماه محرم آمد و گاه عزا رسید
مقدم عبّاسِ علی را عشق است
میلاد ابوالفضل رشید است امروز
میلاد امام چهارمین است امروز
مدینه من همان اُم البنینم
میلاد سعیدِ سیدِ سجاد است
میرسد بر گوش جان آوای عاشورا هنوز
مجسّم کن فضای کربلا را
ن
ندانم کیستی، دانم به هر دل خانهای دارد
نخل دین سبز شد از نهضت خونین حسین
نهضت سرخ تو چون مهر فلک جلوهگر است
نالهها در دل زجور دشمنان دارد بقیع
ندیدم در جهان سقّا عطشناک
ه
هستیم همه زیر لوای تو حسین
همین نه ماه محرم مه مصیبت ماست
هر که زد روز ازل باده ز پیمانۀ تو
هر عاشقی که ساکن میخانۀ تو شد
هیچکس را نیست آگاهی ز اسرار حسین
پ
پویائی دین در اثر خون حسین است
پرچم سُرخ تو چون کرببلا گشت بلند
چ
چون عزم دیار کربلا کرد عباس
چون بود دلیر و اشجع الناس عباس
چون سرور دین به کربلا وقت صلات
چون پرچم شاه کربلا برپا شد
چون چهرۀ عبّاس علی پیدا شد
چون خیل اسیران همه با قافله رفتند
چون حسین از روی همّت نهضتی بنیاد کرد
چو طالع می شود ماه محرّم
چه شد ای ماه که امشب به زمین آمدهای
چگونه در دلِ شب پیشِ چشم دخترِ تو
ک
کربلا مأمنِ عاشقان است
کربلا آئینه دار جنگ حق و باطل است
کربلا یکسر به استقبال محشر میرود
گ
گر بخوانی از سر عبرت کتاب کربلا
گر طمع داری شوی در هر دو گیتی رستگار
ی
یا حسین ای که عزایت به جهان جاوید است
یا حسین ای جانِ مشتاقان فدای رای تو
