اشعار مهدیه
کتاب اشعار مهدیه مجموعه از غزلیات، رباعیات درخصوص حضرت امام مهدی(عج) می باشد.
آ
آدينه ز ره آمد و آن يار نيامد
آن منجي خلق آيد اي کاش
آيد زحريم کعبه گلبانگ رسا
آن روز که پرده از رخش بگشايد
ا
اي مهدي دين بهر خدا کن نظري
امروز به تائيد خداوند جهان
از جانب کعبه اين خبر ميآيد
اي حجت خدا که خدا پرده دار توست
اي حجت خداي تعالي قيام کن
اي آنکه به ملک حق خدائي مهدي
اي حجت خداي تعالي ظهور کن
اي که نام تو مرا ورد زبان است بيا
اي خدا حجت دين را برسان
اي عزيزي که غمت مونس دلهاست بيا
اي مصلح زمانه خدا را ظهور کن
اي دل و جان عاشقان در گرو نگاه تو
اي که بود به دل مرا محنت انتظار تو
اي مقتداي عارفان مهدي بيا مهدي بيا
اي خسروي که ملکت دنيا گرفته اي
اي حجت حق بقيه الله بيا
اي حجت حق مهدي موعود کجائي
امروز چه کردي تو که آن منتَظَر آيد
اي خديو هاشمي منظر برون آي از نقاب
اي خلق جهان عاشق رخسار تو مهدي
اي حجت حق خلق جهانت نگرانند
امروز جهان شاهد صد منظر نوراست
اي حجت خدا خلف پاک هشت و چار
اي طبيب جان دواي درد بي درمان توئي
الا اي شهريار جان کجائي
اي عزيز دل و جان، جان بفداي قدمت
الا اي مهدي زهرا کجائي
از جانب کعبه اين خبر ميآيد
از کعبه نداي آشنا ميآيد
العجل اي رهبر آگاه دنيا العجل
اين شادي جاودان مبارک بادا
از عنايات خالق معبود
از امر خدا مهدي موعود آمد
اي منتظران فتح و ظفر نزديک است
از پرده برون آي و گل افشاني کن
اي اميد دل و جان مهدي دادار بيا
اي مهدي دين حجت داور مددي
اي رهبر آگاه جهان ادرکني
ب
بر مهدي دين حجت داور صلوات
بر حجت ذات حق سلام و صلوات
بر عارض دلرباي مهدي صلوات
بر حجت کردگار اکبر صلوات
بيا که ديده و دل هر دو انتظار کشند
بازآ که از فراقت جانها بلب رسيده
بازآ و رنجه کن قدمي شهريار ما
باز آ که چشم منتظران بر ظهور توست
بر مهدي و هنگام ظهورش صلوات
به فراق تو مرا صبر و شکيبائي نيست
بازآ که اشک حسرت از ديدهها روان است
بازآ که در فراق تو عمر گران گذشت
ت
تنها نه در آئينة دل روي تو پيداست
تا به خاطر غم آن سرو روان است مرا
تا مرا مدّ نظر جز رخ زيباي تو نيست
ج
جز عشق تو اي جانِ جهان در سر ما نيست
ح
حالم از باده چشم تو خراب است هنوز
خ
خوش باش که هنگام ظهور است امروز
خواهم نظري ديدنِ آن يار و دگر هيچ
خوش بود گرديده افتد بر نماي جمکران
خبر آمد که سفر کردة ما ميآيد
خواهم ز تو اي الاه مهدي
خوش باش که حجت خدا ميآيد
د
در نيمه شبِ نيمه ماه شعبان
دارم هوس شهد لب يارو دگر هيچ
در انتظار روي تو اي حجت خدا
در آن زمان که به تاييد حق ظهور کني
دلخوشم گر با غم و اندوه عمر ما گذشت
در نيمة شعبان به اميد حسنات
در پانزده ماه شريف شعبان
دستم بگير تا که به پاي تو جان دهم
ر
روز و شب در انتظارم حجت ابن العسگري
رسيد موکب مسعود مهدي موعود
روي تو را چو دل ز ره ديده ديده است
رفتي از چشم و دلم در تب و تاب است هنوز
روز ميلاد مهدي زهرا
روزگاريست که ما منتظرِ منتَظَريم
ز
ز در درآ و سراي مرا مصفا کن
س
سيدي يا ابن الحسن جانم بقربانت بيا
ش
شبي اي يار ببالين منِ زار بيا
شاها نظري هم به منِ بي سر و پا کن
شاها به يکي غمزه ببر اين دل ما را
شد تولد به نيمه شعبان
ص
صاحب عصر و زمان منتظرت ميمانم
ط
طلوع ماه شعبان المعظم
ع
عجل علي ظهورک يا صاحب الزمان
عمري که زمن در پي دنيا سپري شد
ف
فروغ چشم فاطمه حبيب من بيا بيا
م
من چه در وصف تو گويم که خوراي تو بود
مرغ دل در تنگناي سينه افغان ميکند
مددي کن که به ببينم رخ زيباي تو را
مهدي صاحب الزمان ميکشم انتظار تو
مرغ دل در قفس عشق هواي تو کند
ميرسد از کعبه صداي حبيب
مهدي فاطمه ما منتظر روي توايم
ن
ندانم عاقبت اوضاع اين دنيا چه خواهد شد
ه
هر کجا مينگرم روي تو زيبا پيداست
هر دلي درد تو دارد پي درمان نرود
ي
يا معزّالاوليا اي مهدي زهرا بيا
يا اباصالح امام صالحان روزگار
يا رب آن مصلح کل مهدي موعود کجاست
يارب آن شاه جهانگير جهاندار کجاست
يا اباصالح سر و جانم بقربانت بيا
پ
پرده بر گير ز رخ اي مه نوراني ما
چ
چون برم نام تو را گريه امانم ندهد
چه کردهايم که موعود ما نميآيد
ک
کاش بازآئي و بر گيتي جهان باني کني
گ
گويند که روز جمعه ميآئي تو
گر سرا پردة دل منزل جانانه نبود
